پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

202

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

ميان ولىّ و نبىّ . تلاقى اين دو صوفى بزرگ در يك موضوع نشانهء اهميّت و فوريّت آن در زمان آنهاست ؛ همچنين امكان‌مىدهد كه دو اثر را با هم مقايسه كنيم و صفات و نيز حدود توانايى فكرى نويسندگان آنها را ارزيابى كنيم . در هر دو كتاب ، فكر آشفته و فاقد طرح مشخّص و عارى از توالى منطقى است : شايد دليل آن دشوارى موضوع بوده است كه مىبايست با ملاحظه از آن سخن گفته شود ، و نيز نشانهء فقدان نظريّه‌اى روشن و استوار در نزد صوفيان بوده است كه نمىتوانستند در احاديث سنّى مبانى استوارى براى تفكّرات خود ، آن گونه كه در احاديث شيعى مىتوان يافت ، بيابند . ولى در حالى كه خرّاز افكار كم عمقى را بسط مىدهد و در حدود آنچه قابل قبول متكلّمان اهل سنّت بوده است باقى مىماند ، ترمذى خود را متفكّرى سخت بىباك و اصيل و خارق العاده نشان مىدهد . آراء نو و اصيل پيوسته از قلمش روان است . دامنهء بحث وسعت مىيابد ، و اگر تركيب مطالب آشفته و استطرادها فراوان است ، مجموع اثر در معرض وزش نسيم نيرومندى است كه به همين آشفتگى ظاهرى تأليف انسجامى درونى مىبخشد . آيا بايد نوعى رابطه ميان اين دو اثر جستجو كرد ؟ به عبارت ديگر ، آيا تأليف يكى نوعى ارتباط با تأليف ديگر دارد ؟ مسلّم است كه هر دو نوشته‌هايى مولود شرايط خاصّ خويش‌اند كه براى پاسخگويى به انگيزه‌اى معيّن پديد آمده‌اند . خرّاز رسالهء خود را بدان سبب مىنويسد كه « كسانى از ميان صوفيان در نحوهء تمييز ميان مقام انبياء و مقام اولياء به خطا رفته‌اند : آنها اولياء را در مقامى برتر از مقام انبياء جاى داده‌اند ، و اين به سبب آن است كه جوهر حقيقت بر آنها پوشيده مانده است » ( ص 31 ) . از اين رو ، مىخواهد پرده از روى اين حقيقت بردارد ( كشف ) و ماهيّت حقيقى وابستگيهاى ميان اولياء و انبياء را نشان دهد . قاسم السّامرّائى ، مصحّح رسالات خرّاز ، پس از آنكه سخن خود را با اين ملاحظات آغاز مىكند ، آرائى عنوان مىكند كه دست كم شگفت انگيز است ، يكى اينكه مىگويد : « به موجب گواهى سلمى به نقل از ذهبى ( تذكرة الحفّاظ ، ج 2 ، ص 197 ) ، ترمذى از ترمذ بدان سبب رانده شد كه به تصوّر مردم شهر مدّعى انديشهء برترى مرتبهء اولياء بر مرتبهء انبياء بود ، و از آن ، بى هيچ دلايل ديگرى ، نتيجه مىگيرد كه « خرّاز كتاب الكشف و البيان ترمذى را ، بى آنكه صريحا از او نام ببرد ، رد مىكند » ( ص 16 ) ، و اين كتاب بايد پيش از سال 285 / 898 يعنى سالى نوشته شده باشد كه ترمذى از بلخ ، كه به آن پناه برده بود ، به نيشابور رفت ؛ و ديگر اينكه

--> خطى استانبول تصحيح شده است ، ولى نسخهء سومى نيز در موزهء بريتانيايى ، به شمارهء 8348 برگ 95 ب - 124 الف ، تحت عنوان رسالة فى تحقيق الولاية و الولىّ ( بدون تاريخ ) موجود است .